Sunday, December 28, 2008

......


دیروزنزدیک به آخر سال میلادی(سال اینور ابیها)یه گوشه نشسته بودم و همراه با خوردن قهوم آدمها رو از دورنگاه می‌کردم ،نگاه کردن آدمها و رفت و امدشون از دور ،برای من یکی‌ از جالبترین کارهای دنیاست

همه جور آدمی، همه جور قیافه ای، همه جور نژادی

تنوع ادامها اینجا یکنواختی هوای گرمشو گرفته

یکی‌ از اون چیزیی‌ که منو همیشه بفکر میندازه ،راحتی رفتار یکسری از همین ادمهاست نوع راه رفتنشون ، لباس پوشدنشون. لذت میبرم وقتی‌ نگاه می‌کردم و از خودم سوال می‌کردم چرا بعضی از ماهها اینقد به خودمون ساخت میگیریم، حاضریم کفشهای آن چنان سخت بپوشیم تا بلندتر جلوه کنیم چنین و چنان کنیم تا....

اینجا من جای زندگی‌ می‌کنم که مثل همیشه ایرانی‌‌ها به ایرانی بودنشون افتخار می‌کنن اینجا ادمها با غرور از هوش و زکاوت و نژاد و اصلیتشون با افتخار حرف میزنن ولی‌ همیشه برای من

جای سوال بوده که ما با این همه اصیل بودنمون چرا هنوز یاد نگرفتیم تفاوت فرهنگ‌ها یا قیافها رو بپذیریم

با جرات نگاه می‌کنیم و طبق یه عادت همیشگی‌ همه چیز رو زیرسوال میبرییم،اینجا اگه کسی‌ مارو عرب یا عراقی‌ خطاب کنه با خشم و افتخار میگیم ایرانی‌ هستیم ،ولی‌ اگه کسی‌ ما رو با یک اروپایی اشتباه بگیره تلاش چندانی برای از اشتباه در اوردنش نمی‌کنیم.

ما خوب میخونیم

خوب مینویسیم

خوب میفهمیم

و خوب تظاهر می‌کنیم

ما گاهی‌ فقط، خوب میفهمیم ولی‌ به همون خوبی‌ رفتار نمی‌کنیم

پر خالی‌ هستیم

یا خالی‌ پر

کاش بجای همه این هستیم‌ها و باید باشیم ها

گاهی‌ فقط، خودمان بودیم

1 comment:

Leo said...

http://undercorsi.blogspot.com/2008/12/re.html