Saturday, February 6, 2010

عشق

با صدای گرفتش پرسید: اگه این عشق, پس اونایی‌ که قبلابوده ، اسمش چیه ؟

فاصله هامون اونقدر هست که حالا ,دوری صداش رو احساس کنم .صدای پرهیجان همیشگیم رو شکستم و بش گفتم :قرار نیست همه ادمها با یه روش عشق رو بشناسن ,قرار نیست اولین بار درست ترین معنی‌ رو از عشق پیدا کنیم .

گاهی‌ ما, زیاد ,خودمون رو اسیرکلمه ها می‌ کنیم

گاهی‌ احساساتمون بیشتر, به کلمه ها تکیه میدن تا خود واقعی شون ,با کلمات بازی می‌کنیم و بیشتر این توجه رو نثار لقب های ,اسم هامون می‌کنیم ,تا خود اون آدمها .

وقتی این عنوان ها ,با هر اسمی رقم میخورن ,به دنبالش انتظارها روهم به همراه دارن .پس اگه روی کلمه عشق توجه زیاد ی به خرج ندی شاید بتونم برات بهتر توضیح بدم !

صداش هنوز گرفته بود ,انگار هنوز دلش می‌خواست که بش بگم ,حق با توئه ، این ادامها لایق عشق تو نیست اند ، اما من جور دیگه به این قضیه نگاه میکردم ,با یه اهم ساده اجازه داد که حرف هام رو ادامه بدم .

گفتم :میدونی‌ چیه ؟! اون ارتباطی‌ که ما اون زمان ها ,اسمش رو عشق گذاشتیم ,نه اشتباه بوده ,نه درست ..

ما اشتباه نکردیم چون معنی‌ عشق توی اون زمان ,تا اون حد معنی ‌‌میداده ,کامل تر و بیشتر از اون رو هنوز احساس نکرده بودیم .

زمان می‌گذره و میبینیم عشق میتونه مفهوم بیشتری رو هم داشته باشه .این تجربه ها شاید برامون چند باری تکرار بشه .ما با تجربه هامون ,با عشق هامون رشد می‌کنیم تا به معنی‌ واقعیش نزدیکتر بشیم.

اون موقعی باید عصبانی‌ بشی‌ و نگران, که حس و درکت از عشق با قبلنها تفاوتی نکرده باشه .

قرار نیست نبودش, معنیش رو برامون کدر کنه ,قراره معنی‌ زندگیمون رو تغییر بده.

,دیگه ادامه ندادم ,چون احساس کردم , دارم مثل کتابها براش حرف میزنم ,سکوت مداومش، متعجبم کرد ,گفتم: الو …. الو ..

انگار خیلی‌ وقت بود که قطع شده بود ,گوشی رو گذاشتم و بخودم گفتم, همون بهتر, که حرف هام رو نشنید .

این کلمه سه حرفی‌ برای هر آدمی‌ میتونه ، یه معنی‌ داشته باشه و ما میخواهیم همه این معنی‌ ها رو درش جا بدیم, اشتباه ترجمه کردنش, برای همدیگه,شاید به همین خاطر باشه ,سو ٔ تفاهمها رو هم با خودش به همراه میاره .

پس بهتر نیست به جای توضیح دادن و معنی‌ کردنش ,فقط ,

خودت رو از آنچه که باید در قبال این کلمه کوچیک انجام بدی ,رها کنی‌

نسخه زندگی‌ من ,فقط به درد من میخوره نه کس دیگه

No comments: